تغییرات اقلیمی,
از زمانی که گزارش سوم ارزیابی (TAR) آی پی سی سی منتشر شده است پیشرفت قابل توجهی در شناخت تغییرات اقلیمی, در گذشته، حال و پیش بینی های آینده حاصل شده است. دلیل این پیشرفت ها دستیابی به حجم زیادی از داده های جدید، تجزیه و تحلیل های جامع و پیچیده تر داده ها، فهم بیشتر پیچیدگی های تغییرات اقلیمی,، شبیه سازی فرآیندهای فزیکی در مدل های اقلیمی, و کشف دامنه بیشتری از عدم قطعیت در نتایج مدل هاست. آنچه که قطعی است، تغییر اقلیم در حال رخ دادن است و دست کم تا دهه های آینده حتی اگر در حال حاضر به مقدار چشمگیری از انتشار گاز های گلخانه ای کاسته شود کره زمین از آن متأثر است. میزان و شدت گرمایش زمین در قرن 21ام به سناریو های مختلف انتشار گازهای گلخانه ای بستگی دارد. بر اساس گزارش ویژه آی پی سی سی در مورد سناریو های مختلف انتشار گازهای گلخانه ای، میانگین گرمایش کره زمین از سال 1990 تا پایان سال 2100 دارای دامنه تغییرات 1.4 درجه تا 5.8 درجه سانتی گراد و میانگین سطح آب دریاها از 9 سانتی متر تا 88 سانتی متر تحت تأثیر انبساط گرمایی و ذوب کوه های یخ پیش بینی میشود.
از گزارش کار گروه اول آی پی سی سی چنین استنباط می شود که در 35 سال گذشته سطح کره زمین در هر دهه به طور میانگین 0.052+0.177 درجه و در 65 سال گذشته در هر دهه 0.026+0.128 درجه سانتی گراد گرم تر شده است. تعهدات بین المللی در کنار تعهدات ملی ایجاب می کند در کنترول گاز های گلخانه ای که عامل اصلی دخالت بشر در تغییرات اقلیمی, است بیش از پیش مشارکت داوطلبانه در عرصه های بین المللی وجود داشته باشد. در راستای برنامه ریزی کنترل این پدیده، دو محور اساسی، یکی کاهش اثر و دیگری سازگاری با شرایط، مد نظر است. در محور اول هر اقدامی که از یک سو موجب کاهش انتشار گازهای گلخانه ای همانند استفاده از انرژی های نو به جای سوخت های ذغال سنگ و از سوی دیگر موجب کاهش غلظت گاز های گلخانه در اتموسفیر (جو) و ترسیب کاربن همانند توسعه جنگل ها گردد می تواند مؤثر باشد.
مفهوم تغییر اقلیم و نگرانی های آن
کره زمین حود پنج میلیارد سال قدمت دارد. انسان تنها 0.0004 درصد از این تاریخ، یعنی حدود 200.000 سال پیش زندگی خود را آغاز کرده است. در این مدت تغییراتی اساسی در آب و هوای کره زمین رخ داده و انسان تغییرات اساسی را تجربه کرده است. برخی از این تغییرات تنها در طول 12000 سال اخیر رخ داده اند؛ دوره ای که در آن آب و هوای سیاره زمین در مقایسه با پیش، تثبیت و گرم تر شده است.
در طول دوره تثبیت اقلیم، انسان پی برد چگونه باید کشاورزی کند و چگونه حیوانات را اهلی و به خدمت خود در آورد. این کشفیات که حدود 10.000 سال پیش حاصل شد نهایتاً منجر به کشاورزی مدرن گردید و رابطه بین انسان و سیاره زمین را به طور بنیادین تغییر داد. انسان محدودیت های اولیه جمعیتی را شکست و موجب شد که بیش از ظرفیت تحمل کره زمین و بدون توجه به کنترل نیازهای خویش، منابع محدود این سیاره را در اختیار بگیرد. بی گمان دهقانان اولیه آزاد بودند بدون محدودیت هر کجا که می خواهند به کشت و زرع بپردازند. اما هزاران سال بعد انسان متوجه شد که توسعه زراعتی بدون کنترل، می تواند برای جامعه مضر و تخریب کننده باشد؛ به همین دلیل قوانین محلی تدوین شد تا بر اساس آن مشخص شود کشاورزی چگونه و کجا باید انجام شود. در این دوره ی زمانی نیاکان ما احتمالاٌ محدودیتی برای دفع ضایعات، زباله ها و دیگر فضولات خود نداشتند. وقتی جمعیت زیاد شد متوجه شدند که زباله ها و دیگر فضولات، موجب آلودگی می شوند و برای سلامتی انسان مضرند، بنابر این قوانین اولیه زیست محیطی تدوین شد و فناوری های نو به وجود آمد تا ضایعات و زباله های تولیدی نیز کنترل و مدیریت شوند. بالاخره رفته رفته جامعه بین الملل برای اولین بار بر اساس پروتکل 1987 مونتریال کانادا، که یک توافقنامه جهانی است، پذیرفت بر اساس مستندات علمی اقدامات لازم برای کنترل برخی گازهای صنعتی که باعث از بین رفتن لایه اوزون می شوند به عمل آورد. تاریخچه ی روابط انسان با محیط زیست نشان داده است وقتی جامعه متوجه می شود سلامت و حیات او در خطر است، ناگزیر قوانین و راهبرد های لازم را برای کنترل تهدیدها تدوین کند. شواهد علمی نشان می دهند انتشار بدون کنترل گاز های گلخانه ای ناشی از فعالیت های انسانی برای توسعه جامعه امروزی تهدیدی جدی به حساب می آید. آگاهی از برخی فعالیت های انسان که آب و هوای کره زمین را تحت تأثیر قرار می دهد او را ملزم می نماید تا راهکار های عملی برای کنترول آن چاره جویی کند. این خود لزوم ارائه تعریف جدیدی از رابطه انسان و کره زمین به خصوص آن بخش از فعالیت ها که تعادل آب و هوایی را در طبیعت به هم می زند، ضروری می نماید.
مشاهدات اخیر نشان می دهد تولید و انتشار گازهای گلخانه ای و بسیاری از شاخص های اقلیم نزدیک به حد بالای دامنه پیش بینی های کمیته بین دول تغییرات اقلیم ( آی پی سی سی ) در حال تغییر است. همچنین بسیاری از شاخص های کلیدی تغییر اقلیم بیش از الگوهای طبیعی که جامعه و اقتصاد بر مبنای آن توسعه یافته است در حال دگرگونی است. به عنوان مثال، افزایش میانگین دمای سطح کره زمین، بالا آمدن سطح آب دریاها، افزایش دمای آب اقیانوس ها، اسیدی شدن آب اقیانوس ها، ذوب شدن یخچال ها و کوه های یخ، وقوع حوادث غیر عادی اقلیمی,، طوفان های ویرانگر و تغییر الگوی بارش ها را می توان نام برد.
بیدارباش تغییر اقلیم
" شواهد موجود نشان می دهند که تغییر اقلیم به عنوان یک واقعیت انکار ناپذیر در حال رخ دادن است و ما نمی توانیم بیش از این منتظر بمانیم تا اقدامی کنیم". این عبارتی است که دبیر کل سابق سازمان ملل (کوفی عنان) سال 2001 در آمریکا طی یک سخنرانی ایراد نمود. هر روز شواهد بیشتری به دست می آید که اقلیم کره زمین در حال تغییر و دگرگونی است. دهه 1990 گرم ترین دهه در یکصد سال گذشته و سال 1998 گرم ترین سال به ثبت رسیده است. بر اساس آخرین گزارش منتشر شده توسط سازمان هواشناسی جهانی، سال 2010 گرم ترین سال در دوره تاریخی اخیر اعلام شد. در طول قرن گذشته دمای کره زمین به اندازه 0.5 درجه سانتی گراد افزایش یافته است که بزرگترین افزایش دست کم در یکصد سال گذشته بوده است.
بر اساس گزارش آی پی سی سی (2007) شدت افزایش دما در دهه های اخیر رشد چشمگیری داشته است به طوری که در 35 سال اخیر حدود 0.18 درجه در هر دهه، در 60 سال گذشته 0.13 درجه در هر دهه و در 160 سال گذشته حدود 0.045 درجه سانتی گراد در هر دهه افزایش نشان می دهد.

شکل فوق شدت افزایش گرما در دهه های مختلف و مناطق مختلف را نشان می دهد.
به واسطه این افزایش دما، سطح پوشش برف ها در حال کاهش، یخچال ها در حال ذوب، دریاچه ها و تالاب ها در حال گرم شدن، الگوی بارندگی ها در حال تغییر، سطح آب دریاها در حال افزایش و دوره های خشکسالی با شدت و تواتر بیشتر رخ می نمایند. پدیده های اقلیمی, غیر عادی شامل طوفان های تندر، سیل های برق آسا و خشکسالی های پی در پی در بسیاری از نقاط دنیا ثبت شده اند. از بین رفتن توده های بزرگ یخ های قطبی و ذوب یخچال ها، افزایش سطح آب دریاها، پیشروی آب شور دریا و تداخل آن در سفره های آب شیرین از پیامدهای این تحولات است. این دگرگونی ها از سوی دیگر موجب بروز تحولاتی در سامانه بیولوژیک طبیعت می شوند که پیامد آشکار آن تغییر توزیع و پراکندگی جمعیت حیوانات و نباتات و دگرگونی تنوع زیستی است.
پژوهش های علمی بر روی روند تغییرات اقلیمی, و عکس العمل زمین در 150 سال گذشته نشان می دهد در حال حاضر شتاب تغییرات سریع تر از دوره های تاریخی گذشته است به گونه ای که مناطق واقع در عرض های جغرافیایی پایین و میانی با کاهش بارش و افزایش پسامد های خشکسالی روبرو بوده اند.
علم تغییرات اقلیم
دانش و فهم مربوط به تغییرات اقلیم در دهه گذشته به طور چشمگیری افزایش یافته است. توافق قطعی روی جنبه های اصلی علم تغییرات اقلیم پایه های مستحکمی را زمینه سازی می کند که می توان بر اساس آن سیاست گذاری ها و چالش های مربوط به تغییرات اقلیم را تدوین نمود. اما علم مربوط به اقلیم به سرعت در حال تغییر است. در طول دو سه قرن گذشته پیشرفت های چشمگیری در کاهش عدم قطعیت جنبه های مهم علوم محوری اقلیم حاصل شده است با این وجود، مطالعه پژوهش های مربوط به عوامل اصلی سامانه های اقلیمی,، عدم قطعیت های جدیدی را که نیازمند پژوهش و کنکاش بیشتری است به وجود آورده است. به عنوان مثال، مشاهده تغییرات اخیر در رفتار توده های بزرگ قطب شمال و منابع طبیعی جذب کاربن با شتاب گرفتن تغییرات اقلیم نسبت به گذشته هماهنگی دارد اما هنوز لازم است برخی ابهامات موجود در مورد پدیده های اقلیمی, بررسی، ردیابی و شناخته شوند تا درجه ی خطری که از جانب آن ها تحمیل می شود به درستی موشکافی و ارزیابی گردد.
در چهارمین گزارش ارزیابی آی پی سی سی، وضعیت علم تغییرات اقلیم تا سال 2006 خلاصه شده است . در این گزارش، موضوعاتی که بر آن ها توافق قاطع علمی وجود دارد و نیز موضوعاتی که هنوز نیازمند تحقیقات بیشتری هستند مشخص شده اند. نتایج اصلی بررسی های کار گروه اول آی پی سی سی به شرح زیر خلاصه شده است:
به استناد مدارک موجود و مشاهدات، گرمایش کره زمین، افزایش میانگین دمای جهانی هوا و اقیانوس ها، گسترش ذوب شدن برف و یخ ها و بالا آمدن میانگین سطح آب دریاها روشن و غیر قابل انکار است.
در مقیاس قاره ای، منطقه ای و اقیانوسی تغییرات دراز مدت در بسیاری از عوامل اقلیمی مشاهده شده است. این مشاهدات شامل تغییر در دمای قطب شمال و یخ ها، تغییرات گسترده در مقدار نزولات جوی، افزایش شوری آب اقیانوس ها، تغییر الگوی وزش بادها، وقوع اتفاقات غیر عادی همانند خشکسالی ها، بارش های سنگین، امواج شدید گرما ( شوک های گرمایی ) و شدت یافتن طوفان های مناطق حاره ای می باشند.
اطلاعات اقلیمی دوران گذشته زمین شناسی این تفسیر را تقویت می کند که گرمای نیم قرن اخیر حداقل در 1300 سال گذشته غیر معمول بوده است. البته در گذشته ی بسیار دور (حدود 125.000 سال پیش ) مناطق قطبی به طور چشمگیری گرم تر از شرایط فعلی بوده اند. به طوری که کاهش حجم یخ های این مناطق به دلیل همین گرما منجر به بالا آمدن 4 تا 6 متر سطح آب دریاها شده است.
بیشترین افزایش مشاهده شده مربوط به میانگین گرمایش جهانی از نیمه قرن بیستم به احتمال خیلی زیاد بالای 90% به دلیل افزایش غلظت گاز های گلخانه ای ناشی از فعالیت های انسانی است. تأثیر قابل توجه فعالیت های انسان اکنون به دیگر جنبه های اقلیم از جمله گرمایش اقیانوس ها، افزایش میانگین دمای قاره ها و تغییر الگوی وزش بادها توسعه یافته است.
ادامه انتشار گاز های گلخانه ای در حد فعلی و یا بالاتر از آن موجب گرمایش بیشتر و تشدید بسیاری تغییرات در سامانه های اقلیم در قرن 21ام که به احتمال خیلی زیاد بزرگتر از موارد مشاهده شده در قرن 20ام می باشد، خواهد شد.
تاریخچه توجه به تغییرات اقلیم و نگرانی های مربوط به آن:
اقلیم کره زمین با گذشت زمان، از زمانی که این سیاره شکل گرفته است ( حدود پنج ملیارد سال پیش) تغییر کرده و اقلیم های منطقه ای و محلی تحت تأثیر شرایط محلی و توپوگرافی آن رو به تغییر بوده است. سامانه اقلیم در حقیقت انرژی خود را از خورشید دریافت می کند؛ به همین دلیل در مقیاس زمانی به صورت روزانه و فصلی و همچنین به دلیل گردش محوری کره زمین که بر خروجی انرژی دریافتی مؤثر است، تغییر می کند. بازخورد پیچیده بین لایه اتموسفیر، لایه هایدروسفیر یا آب سپهر و لایه بیوسفیر یا زیست سپهر (سطح کره زمین با موجودات زنده آن ) و زیر سامانه های آن موجب تشدید نیروهای بیرونی مؤثر و پیرو آن موجب تغییرات داخلی اقلیم در مقیاس زمانی سالانه، دهه و سده می شود. در طول یک صد سال گذشته سطح یخ های موجود در عرض های جغرافیایی بالا و در مناطق مرتفع کوهستانی به طور قابل ملاحظه ای تغییر کرده است. نتیجه این تغییر نوسانات فاحش سطح آب دریاهاست که گاهی از ده تا یک صد متر می رسد. این تغییرات فاحش بزرگتر از مقداری است که مستقیماً مربوط به تغییر گردش محوری زمین پیرامون خورشید می شود. از نظر محققین، این مقدار شدت در تغییرات اقلیمی می تواند به دلیل افزایش غلظت گاز های گلخانه ای همچون کاربن دای اکساید و گاز میتان در اتموسفیر باشد که غالباً منشأ انسانی دارند. غلظت این گازها رابطه نزدیک و مستقیم با افزایش دمای جهانی هوا و افزایش سطح آب دریاها دارد. البته مقدار قابل توجهی از گاز های کاربن دای اکساید و میتان که از طریق اقیانوس ها و نباتات و جنگل ها جذب و ذخیره می شوند، به صورت چشمگیری در کاهش تغییرات اقلیم مؤثر است. خوشبختانه در قرن بیستم دانش مربوط به تغییرات اقلیمی در گذشته و پیش بینی های آینده و همچنین پیامدهای احتمالی ناشی از آن در سطح جهانی و منطقه ای به حد قابل توجهی پیشرفت کرده است. به عنوان مثال، در سال 1896 برای اولین بار بود که سیونت آرهنوز گزارش کرد سوخت های فوسیلی حاصل از مشتقات نفتی، ذغال سنگ و گازهای طبیعی ممکن است موجب افزایش کاربن دای اکساید در اتموسفیر و در نتیجه باعث گرم شدن کره زمین شوند. در دهه 1930 رجر رول نشان داد تجمع گاز کاربن دای اکساید اتموسفیر در حال افزایش است و در دهه 1950 کارل گوستار رزبی روش اندازه گیری این گاز را در اروپا معرفی کرد. رول و چارلز کلینگ نیز چنین اندازه گیری هایی را در هاوایی و قطب جنوب شروع کردند. در ادامه این مطالعات و پژوهش ها، پیش بینی افزایش گاز کاربن دای اکساید در آینده توسط رول و سووس در سال 957 و بولین و اریکسون در سال 1959 انجام گرفت.
برای اولین بار در سال 1971 در کشور ایتالیا اندازه گیری کاربن دای اکساید به منظور مطالعه نقش این گاز در رشد گیاهان انجام گرفت. در اوایل دهه 1980 در راستای روند رو به رشد افزایش مداوم گازهای گلخانه ای به همراه درک این موضوع که عمر مؤثر کاربن دای اکساید در اتموسفیر خیلی طولانی تر از ذرات ترکیبی است و موجب اثرات تجمعی بیشتر گرما می شود، باعث افزایش علاقه دانشمندان و پژوهشگران به ارزیابی آن گردید. نتایج این ارزیابی بعداً توسط کمیته علمی مسائل محیط زیست (ICSU) که یک کمیته بین المللی مربوط به اتحادیه های علمی است، گزارش گردید. در این گزارش نتیجه گیری شده است چنانچه شدت افزایش کاربن دای اکساید ادامه پیدا کند مقدار آن در قرن 21ام با توجه به شرایط صنعتی قابل پیش بینی به دو برابر می رسد و این غلظت موجب افزایش میانگین گرمای جهانی از 1.5 تا 5.5 درجه سانتی گراد و افزایش میانگین سطح آب دریاها از 25 تا 165 سانتی متر خواهد شد. این گزارش، به خصوص قسمتی از آن که مربوط به اثر تغییرات اقلیم بر بخش زراعت، جنگل و اکوسیستم ها بود مورد توجه ویژه مجامع بین المللی قرار گرفت. داده های جمع آوری شده به همراه نتایج تحلیل ها و ارزیابی ها باعث شد دو سازمان بین المللی، هوا شناسی جهانی (WMO) و برنامه محیط زیست سازمان ملل (UNEP) در سال 1988 به فکر راه اندازی کمیته بین دولتی تغییر اقلیم یا همان آی پی سی سی برآیند. این کمیته در حقیقت با هدف تهیه یک گزارش جامع برای دومین کنفرانس بین المللی تغییر اقلیم و مجمع عمومی سازمان ملل و همچنین برای تدوین یک راهبرد واقع گرایانه برای مدیریت تغییر اقلیم پیشنهاد گردید.
این تحرکات بین المللی موجب شد مذاکرات جهانی و توافق بین المللی بر روی تشکیل یک کنوانسیون به منظور محدود کردن انتشار گازهای گلخانه ای برای سازگاری بیشتر با پدیده ی غیر قابل اجتناب تغییر اقلیم جهت دهی شود. در ابتدای شکل گیری آی پی سی سی، سه کار گروه که بعداً تغییراتی در آن ها ایجاد شد تشکیل گردید: این سه کار گروه، یکی برای ارزیابی علمی اطلاعات قابل دسترس تغییر اقلیم، دومی برای ارزیابی اثرات تغییر اقلیم بر محیط زیست و مسائل اجتماعی- اقتصادی و سومی برای تدوین و فرموله کردن راهبرد پاسخ به تغییرات اقلیم راه اندازی شدند. تاکنون گزارش های ارزشمندی در مورد تغییرات اقلیمی توسط این سه کار گروه و خود آی پی سی سی در سطح جهان منتشر شده است.
تأخیر زمانی
پیش بینی های مربوط به گرمایش جهانی در قرن 21ام به خوبی با تغییرات گذشته قابل مقایسه است. گر چه این تغییرات احتمالاً سریع تر از گذشته است و موجب گرمای بیشتر کره زمین نسبت به قبل می شود اما یک تفاوت قابل توجه بین آن ها وجود دارد و آن وجود بیش از شش ملیارد جمعیت ساکن روی کره زمین است که خطر در معرض قرار گرفتن آن ها در مقابل این افزایش گرما خیلی بیشتر از سابق است. این در حالی است که اکو سیستم های طبیعی نیز شکننده تر از قبل در معرض این تغییرات قرار دارند. عوامل متعدد تأثیرگذار و وجود تنش ها و فشار ها روی سامانه های محیط زیست، ضرورت توجه به مشکلات رو به رشد را بیش از پیش نمایان کرده است. از مهمترین مشکلات موجود در پیوند با پدیده تغییر اقلیم، چگونگی فائق آمدن به موضوع، به حداقل رساندن پیامدهای منفی آن، بهره گیری از منافع بالقوه احتمالی آن و جستجو برای یافتن شیوه های مؤثر کاهش اثر فعالیت های بشر بر تغییر اقلیم را می توان نام برد. این نکته را نیز باید مد نظر داشت که اثر اقدامات پیشگیرانه، کاهش اثر و سازگاری به همراه یک تأخیر زمانی است، بدین گونه که پیامد های یک اقدام موثر در حال حاضر ممکن است در دهه بعدی و حتی در سده ی آینده مشاهده شود. بنابر این ضروری است چشم انداز مشخصی از اثرات تغییر اقلیم در آینده با توجه به افزایش جمعیت و فشار های ناشی از آن به همراه یک راهبرد علمی بر مبنای داده های درست و پایش مستمر در مقیاس جهانی و منطقه ای و حتی محلی وجود داشته باشد تا بتوان اثرات احتمالی نامساعد این پدیده را به حداقل رساند. به نظر می رسد کاری که بشر انجام می دهد و خواهد داد و در دراز مدت خواهد آموخت آن است که اقدامات کنونی او چگونه بر تغییر اقلیم در آینده اثر می گذارد. همانگونه که اقدامات پیشین او اکنون بر تغییرات اقلیم اثر گذاشته است. این شناخت می تواند درس عبرتی باشد برای کمک به تغییر نگاه، تغییر روش و رفتار او با طبیعت، در غیر این صورت تغییرات نامساعد اقلیمی در آینده ی نه چندان دور بسیار نگران کننده خواهد بود.
مشاهدات تغییرات اقلیمی
پس از انتشار سومین گزارش ارزیابی آی پی سی سی در سال 2001، پیشرفت های خوبی در دانش مربوط به چگونگی تغییرات اقلیم در فضا و در طول زمان، لزوم توسعه و تدوین مخازن اطلاعاتی، تجزیه و تحلیل داده ها در گستره ی جغرافیای جهانی، فهم بهتر از عدم قطعیت و تنوع در اندازه گیری ها و شیوه های اندازه گیری پارامترهای اقلیمی به وجود آمده است. اکنون پدیده ی گرمایش کره زمین به امری روشن و بدیهی تبدیل شده است. مشاهدات حاصل از پایش و اندازه گیری ها بیانگر آن است که افزایش گرمایش کره زمین تأثیر خود را به صورت افزایش میانگین دمای هوا و اقیانوس ها، ذوب گسترده ی یخ ها و برف ها و افزایش میانگین سطح آب دریاها نشان داده است. اندازه گیری ها نشان می دهند از سال 1950 (2006-1950)، 11 سال اخیر جزو سال های بسیار گرم بوده اند همانگونه که در شکل زیر دیده می شود.

روند تغییرات خطی دما در طول 50 سال گذشته (از سال 1956-2005) افزایشی برابر 0.13 درجه در هر دهه (0.16-0.1) داشته است که تقریباً معادل دو برابر دمای یکصد سال گذشته از سال 1906 تا 2005 بوده است.
مشاهدات نشان می دهند میانگین دمای قطب شمال تقریباً دو برابر بیشتر از میانگین دمای جهانی در یکصد سال گذشته بوده است. دمای سطح زمین نیز سریع تر از دمای آب اقیانوس ها افزایش یافته است. از سال 1961 میانگین دمای آب اقیانوس ها حداقل تا عمق 3000 متری افزایش یافته است. گفتنی است اقیانوس ها حدود 80 درصد از گرمایی که از خورشید به کره زمین می رسد را جذب می کنند. تجزیه و تحلیل جدید داده های بالونی و ماهواره ای از لایه های پایینی و میانی اتموسفیر نشان می دهد که تغییرات دمای این بخش از اتموسفیر نیز همانند تغییرات سطح زمین است. چگونگی تغییرات دما و فشار اتموسفیر در لایه های مختلف نسبت به افزایش ارتفاع در شکل زیر نشان داده شده است.

هنوز روشن نیست افزایش سریع تر سطح آب دریاها در سال های 1993 تا 2003 مربوط به تغییرات دهه ای است و یا مربوط به مدت زمان طولانی تر است. افزایش سطح آب دریاها ناشی از دو پدیده است. تخمین زده می شود انبساط گرمایی اقیانوس ها در افزایش سطح آب دریاها از سال 1993 حدود 57% نقش داشته است. بقیه افزایش مربوط به ذوب شدن یخ ها بوده است. مشاهدات مربوط به کاهش سطح برف و یخ ها نیز هماهنگ با افزایش دمای کره زمین می باشد. داده های ماهواره ای نشان می دهد گسترش یخ های سطح دریای قطب شمال از سال 1978 به اندازه 2.7 درصد در هر دهه کاهش پیدا کرده که این کاهش در تابستان ها بیشتر و در حد 7.4 درصد در هر دهه بوده است. حجم و ضخامت کوه های یخ و توده های برفی نیز به طور میانگین در هر دو نیمکره شمالی و جنوبی کاهش داشته است. از سال 1990 حداکثر توسعه فصلی سطوح یخ های سطح زمین در نیمکره شمالی نیز کاهش متوسط 7 درصدی نشان می دهد. بر اساس مشاهدات روند کاهش سطح یخ ها در فصل بهار تا 15 درصد نیز رسیده است. در مقیاس قاره ای، منطقه ای و اقیانوسی تغییرات دراز مدت زیادی نیز در دیگر جنبه های اقلیم مشاهده شده است.
تغییرات در مقدار نزولات جوی از سال 1900 تا 2005 در بسیاری از مناطق بزرگ مشاهده شده است. در طی این سال ها بارش ها به صورت قابل ملاحظه ای در نواحی شرقی امریکای شمالی و جنوبی، اروپای شمالی و نواحی مرکزی آسیا افزایش یافته در حالی که نزولات جوی در مدیترانه، بخش های جنوبی افریقا و بخش های جنوب آسیا کاهش نشان می دهد.
اتفاقات اقلیمی غیر عادی بسیاری نیز از نظر مقدار، نوع و شدت در طول 50 سال اخیر مشاهده شده است. با اتکاء به شواهد و آمار موجود می توان موارد زیر را تخمین زد:
- این احتمال زیاد است که در بیشتر مناطق روزهای سرد و شب های سرد و یخبندان با تواتر کمتر و روزها و شب های داغ با تواتر بیشتری در سال های اخیر وجود داشته اند.
- احتمالاً خیلی از مناطق امواج گرما با تواتر بیشتری به سطح زمین رسیده است.
- احتمالا تواتر بارندگی شدید در طی سال های اخیر بیشتر شده است.
- احتمالا دارد افزایش ناگهانی سطح آب دریا در نقاط متعددی از جهان به وجود آمده باشد ( البته پدیده سونامی جزو این دسته از اتفاقات نیست چون منشأ اقلیمی ندارد).
شواهد زیادی بیانگر آن است که طوفان های حاره ای شدید در اقیانوس آتلانتیک شمالی از سال 1970 فعال بوده اند. نظراتی نیز از احتمال افزایش شدت چنین طوفان های حاره ای در دیگر مناطق وجود دارد. البته گفتنی است فقدان داده های کیفی مناسب برای تجزیه و تحلیل این حوادث موجب افزایش نگرانی های شده است. میانگین دمای نیمکره شمالی در طول نیمه دوم قرن بیستم از هر 50 سال دیگر در 500 سال گذشته بوده است و این دما به احتمال زیاد بیشترین میانگین، حداقل در 1300 سال گذشته بوده است ( آی پی سی سی،2007).

هرات سبز (NEPA, Herat)...
ما را در سایت هرات سبز (NEPA, Herat) دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 158 تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:12